|
|
رابطه و حد لازم,در آشنایی دختر و پسر با هم.
رابطه و حد لازم,در آشنایی دختر و پسر با هم
جوونا معمولآ,به دلیل کنجکاوی ای که در وجودشون هست,دوست دارن همه کارها رو,تجربه کنن و نسبت به مسائل مختلف زندگیشون,شناخت بیشتر و بهتری رو,بدست بیارن.
شناخت,یکی از لازمه های مهم,در رشد و پیشرفت فکری جوونا هست.چون ما با شناخت زندگی و دنیا هست که میتونیم,با بالا بردن آگاهی خودمون,زندگی موفقی هم,داشته باشیم.
اما یکی از موارد مهم,در رابطه با بدست آوردن شناخت,در مورد مسائل مختلف زندگی,این هست که,ما باید سعی کنیم,در مورد مسائل مثبت و سازنده,شناخت لازم رو,بدست بیاریم و از سعی داشتن در رابطه با,شناخت راه های مخرب در زندگی,دوری کنیم.
در مورد مطالبی که در بالا گفتم,یک مثال,جهت درک بهتر مطلبم میگم.
دختر و پسرهای زیادی رو دیدم,که میگن:دوستی با جنس مخالف,به شرط رعایت حدود,هیچ اشکالی نداره و حتی میتونه برای ما,مثبت و سازنده هم باشه.در نتیجه به خاطر داشتن همین طرز فکر,حتی سعی در همون شاختی که,قبلآ بهش اشاره داشتم رو,در مورد جنس مخالف خودشون دارن.
شناخت دختر,نسبت به پسر و شناخت پسر هم,نسبت به دختر,در حد معمول خودش خوبه,چون میتونه باعث آشنایی مفید هر دو,نسبت به رفتارها و ویژگی های همدیگه بشه و این آشنایی,در خونه و در برخورد با خواهر و برادر,در جامعه و در برخورد با جنس مخالف و حتی در آینده,موقع زندگی,با شریک زندگی,باعث موفقیت ما میشه.
اما ما باید سعی کنیم,حد و مرز این شناخت رو,تعیین کنیم و صرف اینکه,آشنا شدن با جنس مخالف خوبه,نباید زیادی جلو بریم.
وقتی ما,اون حد از آشنایی رو,رعایت نکردیم,دیگه کار ما,به جای آشنایی مثبت و سازنده,به وابستگی عاطفی و احساسی کشیده میشه و کنترل رفتارمون,از دست خودمون خارج میشه,حتی ممکنه خودمون هم,متوجه این کار نشیم و فکر کنیم,اوضاع تحت کنترل خودمونه.
پس ما باید سعی کنیم,همشه متوجه حد لازم,در مورد رفتار خودمون,با جنس مخالف باشیم و حتی میشه گفت:زیادی رو خودمون حساب نکنیم,که بعدآ این حساب زیادی,ما رو مقروض کنه.
عزیزانی هم هستم که,رابطه پاک و سالمی,با جنس مخالف خودشون دارن و اما این رابطه پاک هم,در نوع خودش مخربه,یعنی این پاک بودن,باعث دلبستگی میشه و فراموش کردنش هم سخته,در نتیجه این دختر و پسر,موقعی که هر کدوم ازدواج کردن,ممکنه نتونن همدیگه رو,فرموش کنن و این کار روی زندگی هر دوشون,اثرات منفی میذاره.
پس رابطه پاک و ناپاک,هر دوش,میتونه باعث مشکل,برای دختر و پسر,در زندگی فعلی وحتی در زندگی متآهلی هم بشه.
عزیزانی هم که,در باطه با آشنایی خودشون با جنس مخالف,گرایشات دیگه ای منجمله,رابطه خواهر و برادری به کارشون میدن,اگه واقعآ این طور نباشه,که جای حرفی درش نیست و اما اگرم باشه,بازم میشه هموم رابطه پاک,که قبلآ در این مورد,توزیح دادم.
پس در دنیایی که شناخت داشتن,در رابطه با رفتارمون,در تمام کارها,حرف اول رو میزنه,باید سعی کنیم قبل از هر رفتاری,نسبت به کار مد نظرمون,خوب آگاهی پیدا کنیم و بعد کار مد نظرمون رو,انجام بدیم,تا بتونیم از دوران جونی خودمون,بهترین بهره برداری رو,داشته باشیم.
[ شنبه 1391/02/23 ] [ 10:10 قبل از ظهر ] [ فرهاد شاهمرادی ]
[
]
زود عصبانی شدن ما,در زندگی امروزی.
زود عصبانی شدن ما,در زندگی امروزی
هر انسانی و در هر موقعیتی میتونه,کنترل تمام رفتار و گفتار خودش رو داشته باشه و بر اعصاب و برخورد خودش,مسلط باشه.
بعضی ها هستن که میگن نمیشه و یا نمیتونیم همیشه,بر رفتار و گفتار خودمون مسلط باشیم و گاهی اوقات,زود عصبانی میشیم و دیگه نمیدونیم,چی کار میکنیم.
من خودم بر حسب نظرم,تا یه مقداری با حرف بالا موافقم,یعنی ما از همون روز اول نمیتونیم,در هر کاری,خوب عمل کنیم و موفق باشم,اما با تلاش,در زمینه کار مورد نظر میتونیم,به اون موفقیت لازم دست پیدا کنیم.
در حقیقت میشه گفت:نمیشه یه شبه کاری کنیم,که بتونیم به رفتار و گفتار خودمون مسلط باشیم,اما اگه در زندگی,فردی هدفمند باشیم,که در اینجا هدفمدی میشه:داشته یه برخورد شایسته,در خونه و اجتماع,قطعآ میتونیم روز به روز,به اون حد ازبرخورد خوب,نزدیک تر بشیم.
یه مثال ساده,در این مورد میزنم.
تصور کنید که صبح زوده و ما برای خرید نون صبحانه,میریم نونوایی.
طبق عادت بعضی از ما,معمولآ دوست داریم,زود نون رو بگیریم و برگردیم خونه,حتی اگه این کار,به قمیت رعایت نکردن,نوبت دیگران باشه.
حالا شما خودتون,در نظر بگیرد که,همچین فرد عجولی,قطعآ این رفتار عجول گونش رو,در سایر کارهاش هم,انجام میده.
یعنی اگه این شخصی,بره تو صف بانک,بازم دوست داره,زود کارش انجام بشه و دوباره اگه,نوبت دیگران رو هم,رعایت نکنه.
من در مورد همچین افراد عجولی,در بالا دو مثال زدم و البته خیلی مثال های دیگه رو هم,میشه گفت.
مثال های دیگه از این لحاظ که,همون طور که گفتم,همیچین اشخاصی, در همه کارهاشون عجولن وهر کدام از این عجله هاشون,خودش میشه یه مثال.
شاید در ابتدای این عجله کردن ها,فرد بتونه,به موفقیت هایی برسه و خوشحال بشه,اما قطعآ بعد از یه مدت,به مشکل رو به رو میشه.
یعنی این عجله کردن ها,روز به روز بیشتر میشه و روی رفتار و گفتار ما هم,اثر میذاره و در نهایت باعث میشه,ما فردی عصبانی و کم حوصله بشیم.
همون مثال نونوایی رو در نظر بگیرید که,مثلآ چه خوبه ما,وقتی اول صبح,از خواب بیدار میشیم,سعی کنیم,یه روز خوب رو,برای خودمون شروع کنیم
اول یه پیاده روی رو,برای حفظ سلامتی روحی وروانی خودمون داشته باشم و بعد اگه خواستیم کاری انجام بدیم,مثل همون خرید نون,با رعایت نوبت دیگران,نون خودمون رو هم بگیرم
رعایت نوبت دیگران,باعث رفتار خوب ما,با مردم میشه و مسلمه که مردم هم,در قبال این برخورد خوب ما,یه فتار خوب رو نشون میدن و این خوب بودن دو طرفه,در نهایت به ما,صفا,صمیمیت و آرامش میده.
مورد بالا رو میشه,در رابطه با مثال بالا و خیلی دیگه از کارهمون هم,انجام بدیم.
پس اگه ما در زندگی,فردی هدفمند باشیم و برای تمام کارهامون,هدف خودمون رو,خوب مشخص کرده باشیم,میتونیم در هر کاری که,میخایم انجام بدیم,با دست خودمون,باعث برخورد بد خود,با دیگران نشیم,که اونها هم,متقابلآ با ما,بد برخورد کنن و این رفتارهای بد,باعث بشه,ما فردی عصبانی و پرخاشگر بشیم,بلکه باید سعی کنیم,راههای خوب رفتار داشتن,با مردم رو بشناسیم,که در یکیش رو,در مثالم,که همون رعایت نوب دیگران بود گفتم و با این شناختن راه های برخورد خوب, با مردم,به ایجاد صمیمیت بهتر خود با دیگران و دوری از عصبانی شدن خودمون,کمک کنیم.
پس ما خیلی راحت میتونیم,با هدفمندی در زندگی و داشتن برنامه برای خود,روز به روز,خودمون رو,از عصبانیت دور کنیم و به ایجاد آرامش در وجود خودمون,کمک کنیم.
زندگی امروزی سخت شده و این سختی,با توجه به مشکلاتش,باعث عصبانیت ما,در کارهامون میشه,اما همون طور که توزیح دادم,ما میتونیم عصبانیت رو,در وجود خودمون,از بین ببریم و یه روحیه شادو,در خودمون ایجاد کنیم.
[ شنبه 1391/02/16 ] [ 10:5 قبل از ظهر ] [ فرهاد شاهمرادی ]
[
]
استقلال فکری و رفتاری زن و شوهر,در زندگی مشترک.
استقلال فکری و رفتاری زن و شوهر,در زندگی مشترک
استقلا فکری و رفتاری زن و شوهر,در کارهای مختلف و در یا در موقع تصمیم گیریهاشون,میتونه نقش مثبت و سازنده ای رو,در موفقیت زندگی زوجین و روند رو به رشد زندگیشون,در آینده داشته باشه.
وقتی هر یک از طرفین زندگی مشترک,بنا به هر دلیلی,اون استقلال لازم رو,در زندگی با همسرش و در موقع انجام کارهای مختلف نداشته باشه,دچار یه نوع عدم اعتماد به نفس و نبودن قدرت اجرایی لازم در زندگیش میشه و همین اوامر طرف رو,به سمت یه زندگی متزلزل و کمک گرفتن از دیگران و منجمله والدین سوق میده.
شما هم حتمآ,زن یا شوهرهایی رو دیدید که,اون استقلال لازم رو,در زندگی مشترک,موقع انجام کارهای مختلف و یا رفتار با شریک زندگیشون ندارن و و بیشتر به سایرین,مثل پدر و مادر وابسته هستن.
این وابستگی زن و شوهر به سایرین و نداشتن اون حد لازم از استقلال فکری و رفتاری و یا حتی میشه گفت:استقلال شخصیتی,باعث مشکلات مختلفی میشه.مشکلاتی که ممکنه روز به روز بیشتر هم بشه و در نتیجه حل کردنش هم سخت تر.
یکی از دلایل وابستگی زوجین به دیگران و بیشتر هم که والدینشونه,اینه که زن وشوهر از دوران بچگی,در محیط خونواده رشد کردن,تربیت شدن و به سن بزرگ سالی رسیدن.
چندین سال با خونواده بودن مسلمه که,باعث پیوند زیاد و سختی,بین همه اعضای خونواده میشه.
حالا دختر یا پسری که ازدواج کرده و وارد زندگی مشترکش شده,به دلیل وابستگی چندین ساله زندگی با خونواده,قطعآ یک دفعه نمیتونه اون استقلال لازم رو,در زندگی مشترک داشته باشه.
پس زن یا شوهر در اینجا باید,به تدریج و با محبت کردن به هم و بالا بردن سطح دانش و آگاهی خودشون در زمینه مسائل مختلف زندگی,سعی در استقلال تدریجی فکری و رفتاری زندگی خودشون داشته باشن.
هر یک از طرفین زندگی مشترک هم,اگه مشکل یا عدم استقلالی,در رفتار شریک زندگیش دید,نباید با گیر دادن و یا اوقات تلخی کردن,مشکلات رو حاد تر کنه,بلکه باید,سعی در کمک به طرف مقابلش رو داشته باشه. البته زن وشوهر باید,در کنار تلاش برای استقلال در زندگی مشترک,جهت ساخت آینده زندگیشون,احترام به والدینشون رو هم فراموش نکنن و سعی کنن همیشه,از تجارب اونها هم,کمک بگیرن.
[ شنبه 1391/02/09 ] [ 10:16 قبل از ظهر ] [ فرهاد شاهمرادی ]
[
]
ازدواج و زندگی پایدار و ظاهر ساز.
ازدواج و زندگی پایدار و ظاهر ساز
روند کارهای مردم زمان فعلی,روز به روز داره,به سمت تجمل گرایی,مد و چشم و هم چشمی کشیده میشه.
مردم تموم کارهای خودشون رو,خواسته با ناخواسته,بر اساس شرایط روز و همون تجمل گرایی و یا حتی میشه گفت:مقایسه کردن خود با دیگران,انجام میدن.
مطلب من,در مورد ازدواج های این دوران,که داره به سمت تجمل گرایی و مقایسه ازدواج خود,با ازدواج دیگران,کشیده میشه هست.
به نظر من,یکی از مهمترین موارد,در جهت داشتن یه ازدواج موفق,سعی و تلاش دختر و پسر,قبل از ازدواج,در جهت شناخت همدیگه و منظبق بودن خصوصیات مختلفشون,در قبال هم هست.
موردی که در بالا گفتم رو,دو طرف ازدواج باید,در مرحله اول رعایت کنن,اما در مرحله دوم,که میشه ازداج کردن دختر و پسر و تشکیل زندگیشون با هم,هر دو باید نسبت به بعضی از خصوصیات همدیگه,چشم پوشی کنن و سعی در قبول داشتن همدیگه و رفع نقاط منفی و تقویت نقاط مثبت هم,به نحو درستش داشته باشن.
انجام کاری که در پاراگراف بالا گفتم,میشه تلاش درست و منطقی دختر و پسر,در ایجاد و داشتن یه ازدواج و زندگی موفق.
اما هستن دختر و پسرهایی که,به جای داشتن تلاش در جهت داشتن یه ازدواج و زندگی موفق,مدام خود و طرفشون رو,با دیگران مقایسه میکنن و به اصطلاح سعی میکنن,در ازدواج و زندگیشون,در برابر دیگران کم نیارن.
این که دختر و پسر سعی کنن,در قبال دیگران کم نیارن,در حد متعادل خودش خوبه و باعث رشد و ترقی زندگیشون میشه,اما نه دیگه طوری که,هر دو طرف ازدواج بیان,فقط به مقایسه کردن خودشون با دیگران بپردازن.
مثلآ پسر میاد میگه:پدر پدر نامزد دوستم خیلی پولداره و یا دختر میگه:خونواده خواستگار دوستم,خیلی مهربون هستن.
مورد بالا و سایر مواد رو,دختر و پسر باید با تلاش همدیگه ایجاد کنن,نه اینکه انتظار داشته باشن,از همون روز اول ازدواج, همه چیز بر وفق مراد باشه.
معمولا یکی از دلایل طرز فکر,دختر و پسرهایی که انتظار دارن,همه چیز در مورد طرفشون,که میخان باهاش ازداج کنن,بر وفق مراد باشه,همون طور که قبلآ توزیح دادم,اینه که میان کار خودشون رو,با دیگران مقایسه میکنن.
ما از باطن زندگی دیگران اطلاعی نداریم,تمامی مواردی رو هم که,از زندگی و کار دیگران میبینیم,فقط بر اساس ظاهر هست و در نتیجه نباید قضاوات خومون رو,بر اساس این ظاهر قرار بدیم.
همون طور که قبلآ هم گفتم,دختر و پسر باید,سعی در فهمیدن نقاط مثبت همدیگه داشته باشن,حتی سعی کنن جهت دلگرمی به طرفشون و داشتن یه ازدواج و زندگی موفق,این نقاط مثبت رو,گاهی اوقات در حد متعادلش,به طرفشون بگن و یه تشکر هم داشته باشن,البته در خلال این کار باید,سعی در رفع اشکالات همدیگه هم داشته باشن.
وقتی دختر و پسری از طرفش,تشکری بابت یکی از اخلاقیات مثبتش دید,نسبت به ازدواج و زندگی آیندش دلگرم میشه و با جدیت و امیدواری بیشتری,سعی در ازدواج و زندگی مشترک میکنه.
اما مقایسه کردن بیش از حد طرف خودمون با دیگران,فقط باعث ندیدن نقاط مثبت ظرفمون میشه,در نتیجه تشکری هم ازش نمیکنیم,این روند روز به روز ممکنه حادتر هم بشه و کار به جایی برسه که فقط,نقاط منفی دختر و پسر,بیشتر به چشم بیاد.
مثلآ میگن چون دوستم شرایط ازدواجش از همه لجاظ خوب بوده س شرایط ازدواج مه هم بادی از همه لحاظ خوب باشه.
پس به نظرم من,دختر و پسر باید,به جای مقایسه های مخرب خود و یا طرفشون با دیگران,فقط سعی در شناخت همدیگه و رشد و توسعه هم داشته باشن,که این کار میشه پرداختن به باطن ازدواج و در غیر این صورت,با انجام مقایسه کردن های زیاد,ازدواج خود و طرفوشون با دیگران,فقط خودشون رو,به سمت یه ازدواج و زندگی ظاهری بی ارزش,سوق دادن.
[ شنبه 1391/02/02 ] [ 10:34 قبل از ظهر ] [ فرهاد شاهمرادی ]
[
]
دو رفتار جالب,از کروکودیل.
دو رفتار جالب,از کروکودیل
یک قسمت از تحقیق و مطالعاتم,در مورد علوم اجتمایی و رفتار شناسی,مربوط میشه به جانوارن مختلف.
خیلی سعی کردم,در مورد این فعالیتهایی که در رابطه با,شناسایی بیشتر و بهتر جانوارن مختلف دارم,مطلب بنویسم,اما مورد مفیدی ندیدم,یا به ذهنم نرسید.
چند وقت پیش,در یک مستند حیات وحش,راجع به زندگی حیوانات,دو تا رفتار خواص رو,در مورد کروکودیل(همون تسماح,با جثه بزرگ و قوی تر) دیدم,که واقعآ جالب بود و در این پستم,برای شما مینویسمش.
1.توجه زیاد کروکودیل,به بچه هاش:
تمامی موجودات زنده,چه انسان و چه حیوان,برای بچه های خودشون,ارزش قائل میشن دوستشون دارن و تمام سعی و توجه خودشون رو به کار میگرن,که بتونن بچشون رو,خوب بزرگ کنن.
اما در بین کل حیوانات(پرنده ها,حیوانات خشکی و آبی),کروکودیل از جمله جانورانی هست,که بیشترین توجه و دقت رو,برای نگهداری از بچه های خودش,انجام میده.
رفتار کروکودیل در قبال نگهداری از بچه هاش,طوری هست که,مدام به هاش رو در دهانش میگره و به جاهای امن منتقل میکنه,تا اونا رو,از گزند حوادث و حیوانات,دور نگه داره.
بچه های کروکودیل,خیلی آسییب پذیرن,اگه کروکودیل مادر,تا این حد مراقب بچه هاش نباشه,شاید هیچ کدوم از بچه هاش,زنده نمونن.
2.دقت و توجه خوب کروکودیل,در هنگام رفتار جنسی با جفتش:
اکثر جانوران,در هنگام رفتار جنسی با جفتشون,خیلی خشن و خشک هستن.
کروکودیل در رابطه با رفتار جنسی با جفتش,از جمله حیوانات خیلی مهربان و آرام هست.
طوری که در حضور جفتش,زمان زیادی رو,صرف چرخوندن و تکون دادن خودش میکنه,حتی با دمش هم,سعی در نوازش جفتش داره,تا از طریق این کارها بتونه,علاقه خودش رو,به جفتش نشون بده و توجه و رضایتش رو,به دست بیاره.
دو تا رفتار و برخورد بالا,توسط کروکودیل در قبال خونوادش,که یه حیوان تمام وحشی و درنده هست,واقعآ برای خودم,حیرت آور بود.
هنوز هم دارم فکر میکنم,چه طور ممکنه جانوری که تا این حد,در قبال دیگر موجودات زنده,درنده هست,بر عکس بتونه,در قبال خونواده خودش,تا این حد مهربون باشه؟.
مستند و دو رفتار جالبی که از کروکودیل دیدم,برای خودم,یه درس و تجربه جدید و عالی بود,برای شناخت هر چه بشتر و بهتر انسان ها و بسنده نکردن به ظاهر رفتار افراد.
[ شنبه 1391/01/26 ] [ 10:28 قبل از ظهر ] [ فرهاد شاهمرادی ]
[
]
|
|
|